السيد الخميني
22
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
هم ممكن است . اگر برهان حكما را نديدى يا كشف اهل رياضت را باور ندارى ، تو كه به حمد اللّه مؤمنى ، انبيا ، صلوات اللّه عليهم ، را صادق مىدانى ، تو كه اخبار وارده در كتب معتبرهء ما را ، كه همهء علماى اماميه قبول دارند ، درست مىدانى ، تو كه ادعيه و مناجات وارده از ائمهء معصومين ، سلام اللّه عليهم ، را صحيح مىدانى ، تو كه مناجات مولاى متقيان ، امير المؤمنين ، سلام اللّه عليه ، را ديدى ، تو كه مناجات سيد الساجدين ، عليه السلام ، را در دعاى أبو حمزه ديدى ، قدرى تأمل كن در مضمون آنها ، قدرى تفكر نما در فقرات آنها . لازم نيست يك دعاى طولانى را يك دفعه با عجله و شتاب بخوانى و تفكر در معانيش نكنى ، بنده و شما حال سيد سجّاد ، عليه السلام ، را نداريم كه آن دعاى مفصل را با حال بخوانيم ، شبى يك ربع آن را ، يك ثلث آن را ، با حال بخوان و تفكر كن در فقراتش شايد صاحب حال شوى . از همه گذشته ، قدرى تفكر در قرآن كن ببين چه عذابى را وعده كرده كه اهل جهنم از مالك مىخواهند كه آنها را بكشد ، هيهات ! كه مرگ در كار نيست . ببين خداى تعالى مىفرمايد : يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطتُ في جَنْبِ اللّه . « 1 » آيا اين چه حسرتى است ؟ كه خداى تعالى با آن عظمت با اين تعبير ذكر مىفرمايد . تدبر كن در آيهء شريفهء قرآن ، بى تأمل و تدبر از آن مگذر : يومَ تَرَونَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكنَّ عَذَابَ اللّهِ شَديد . « 2 » وصف روز قيامت را مىكند مىفرمايد : « روزى كه فراموش مىكند هر شير دهى از آنچه شير مىدهد ، و مىاندازد هر آبستنى بچهء خود را ، و مىبينى مردم را مست ، با اينكه آنها مست نيستند و لكن عذاب خدا سخت است . » درست تفكر كن عزيزم ، قرآن نعوذ باللّه كتاب قصه نيست ، شوخى با شما نمىكند ، ببين چه مىفرمايد ؟ اين چه عذابى است كه عزيزها را از ياد مىبرد ، حامله را بىبار مىكند . آيا چه عذابى است كه خداوند تبارك و تعالى با آن عظمت او را وصفت مىكند به « شدت » و جاى ديگر به « عظمت » . چيزى را كه خداى تبارك و تعالى كه عظمت او حدّ و حصر ندارد و عزت و سلطنت او منتهى ندارد توصيف به شدت و عظمت كند آيا چه خواهد بود ؟ خدا مىداند عقل من و تو و فكر همهء بشر از تصورش عاجز است . اگر مراجعه به اخبار و آثار اهل بيت عصمت و طهارت كنى و تأمل در آنها نمايى ، مىفهمى كه قضيهء عذاب آن عالم غير از اين عذابهايى است كه فكر كردى . قياس به عذاب اين عالم كردن قياس باطل غلطى است .
--> ( 1 ) « افسوس بر كوتاهيهايم در حق خداوند ! » ( زمر 56 ) . ( 2 ) ( حج 2 ) .